چرا خلاقانه ترین ایده ها زیر دوش به سراغ ما می اید؟

۳ شهریور ۱۳۹۶ بدون دیدگاه
۱
چرا خلاقانه ترین ایده ها زیر دوش به سراغ ما می اید؟

با کارنیل همراه باشید تا بدانید چرا  خلاقانه ترین ایده ها زیر دوش به سراغ ما می اید؟

 

چرا خلاقانه ترین ایده ها زیر دوش به سراغ ما می اید؟

 

در سال ۱۹۳۹ جیمز یونگ در یک اژانس تبلیغاتی کار میکرد, وقتی همکارش به دفترش امد و گفت

“تو تعداد زیادی ایده تبلیغاتی ارائه میکنی چطور انها را دریافت میکنی؟” , جیمز ابتدا فکر کرد که

او جوک میگوید ولی خیلی زود فهمید که اینطور نیست. مردی که جلوی او ایستاده بود کاملا جدی

بود و اژانس منتظر بود که بداند که او چطور ایده های نابش را تولید میکند.

اتفاق مشابهی برای من در سال ۲۰۱۰ افتاد , یکی از رهبران شرکت به دفترم امد و وقتی من اخرین

ایده ام را به او نشان دادم او به من گفت ایا ایده هایت تصادفی به ذهنت میرسد؟

یونگ و من هر دو به این ماجرا به  یک شکل واکنش نشان دادیم و پس از تحقیق بسیار من هم

به نتایجی رسیدم که نسبتا با نتایج یونگ مشابه بود. جیمز یونگ یافته هایش را در یک کتاب

کلاسیک ۵۹ صفحه ای به نام “تکنیکی برای تولید ایده : مدل پنج مرحله ای که هر کسی میتواند

از ان برای زندگی و کسب و خلاقانه استفاده کند” منتشر کرد. مدل من هم شباهتهایی با مدل

یونگ دارد من انها را با یک فرمول ۴ مرحله ای ارائه میکنم.

 

مرحله ۱:

 

 ایده ها را جمع اوری کنید:

 

یونگ بیان کرد که گام اول تولید ایده جدید, پر کردن سرش ار ایده های کهنه بوده است. من تعداد

زیادی ایده را جمع اوری میکنم تا جایی که ممکن باشد, ایده های بزرگ و کوچک, تخصصی و عمیق ,

عمومی و یا سطحی. من مجلات زیادی را میخوانم. من ویدئوهای جالب را از یوتیوب پیدا میکنم و هر

صبح نگاه میکنم. بعضی از ایده هایی که به دست می اورم مشکل هستند. بعضی ها راه حل هستند.

همیشه به یاد داشته باشید که مشکل یک نفر همیشه راه حل یک نفر دیگر است.

 

چرا خلاقانه ترین ایده ها زیر دوش به سراغ ما می اید؟

 

مرحله ۲:

 

از ان دور شوید و تفریح کنید :

 

یک روز در سال ۱۹۹۱ من در اواسط نوشتن برنامه ای برای یک سیستم الکترونیکی برای شرکت بودم.

همه چیز خوب بود و برنامه رشد میکرد و همینطور پیچیده تر میشد. یک روز صبح من یک ویژگی خاص

به ان اضافه کردم که موقع اجرا کار نکرد, مهم نیست که من چه کاری کرده بودم مهم این بود که ان

سیستم لعنتی به ان پارامتر خاص جواب نمیداد. من ۱۲ ساعت روی ان کار کردم. همه چیز را دوباره

نوشتم و بازسازی کردم ولی هیچ فایده ای نداشت. عصر بود که فهمیدم باید تمام شب روی ان کار

کنم و احتمالا قرارم را با نامزدم در ساعت ۹:۳۰ از دست میدادم چون ان موقع ساعت ۸ بود. من فکر

کردم و تصمیم خودم را گرفتم, کار را متوقف کردم و به ملاقات نامزدم رفتم و با هم به سینما رفتیم.

در طول دیدن فیلم من ناگهان به اشکال برنامه پی بردم با هیجان با خودم گفتم بله پیدایش کردم!

فردا صبح من کارم را شروع کردم و بیست دقیقه بعد من درستش کرده بودم. ذهن من ۱۲ ساعت

روی چیزی کار کرده بود که برایش فقط ۲۰ دقیقه کافی بود و این با دور شدن من از ان و دیدن یک

فیلم با نامزدم, میسر شده بود.

 

چرا خلاقانه ترین ایده ها زیر دوش به سراغ ما می اید؟

 

مرحله ۴:

 

دوش بگیرید:

 

بعد از جمع اوری ایده های کهنه حالا باید مغز شما انها را با هم ترکیب کند تا ایده های جدید بسازد.

حالا شما باید اجازه دهید که مغزتان کارهایی خاصی را انجام دهد که باعث میشود ایده های قدیمی

با هم ترکیب شوند و این به شکلی بسیار طبیعی اتفاق خواهد افتاد. این مثل یک اتفاق تصادفی به

نظر میرسد. تا کنون به ان توجه کرده بودید؟ مثلا توجه کردید که من از مرحله دو به مرحله چهار پریدم؟

نه این اشتباها اینکار را نکردم. مرحله ۴ مرحله ی “اهان فهمیدم” است. مرحله ۳ مرحله ۴ را بسیار

قدرتمند تر و سریعتر میکند. اما برای اینکه مرحله ۳ را درک کنید من باید اول مرحله ۴ را میگفتم.

خب حدس و گمان کافیست اجازه دهید برایتان توضیح دهم. مرحله ۴ خیلی ساده است. واقعا تا

به حال فکر کرده اید که نیوتن وقتی سیب روی سرش افتاد در حال انجام چه کاری بود؟ درست

است او زیر درخت نشسته بود و در حال استراحت بود. ارشمیدس کجا بود وقتی فهمید حجم

ابی که از وان بیرون میریزد برابر حجم ان قسمت از بدنش است که در اب غوطه ور شده است؟

درست است او در حمام بود و فریاد زد یافتم یافتم. جیمز یونگ میگوید: “من (ایده) وقتی سراغ

تو می ایم که تو انتظارش را نداری- موقع شیو کردن صورتت, یا دوش گرفتن یا وقتی در صبح

نیمه خواب و بیداری. من تو را در نیمه شب بیدار میکنم”.

 

مرحله ۳:

 

تحریک فکر:

 

میتوانید تفاوت رنگ ابی اکوا, فیروزه ای, سبز ابی و کله غازی را به من بگویید؟ بله اگر هم بتوانید

کار دشواری خواهد بود. انها بسیار شبیه هم هستند. حتی اگر انها را نزدیک هم بگذارید باز هم

به سختی میشود انها را از هم جدا کرد. اما ابی اکوا را کنار رنگ شاه بلوطی بگذارید و قطعا انها

بسیار با هم متفاوت خواهند بود. اگر همیشه مغز خود را در معرض چیزهای طبیعی قرار دهید

نمیتوانید سطح خلاقیت خود را خیلی زیاد بالا ببرید. مغز شما ایده های بیشتری را تولید خواهد

کرد اگر پس از یک فعالیت مغزی پر تمرکز و شدید, استراحت کنید. خب دلیل اینکه من جای

مرحله ۳ و ۴ را با هم عوض کردم همین بود. ایده ها وقتی به مغز شما می ایند که شما در

حال استراحت هستید. یک فعالیت همراه استراحت (مرحله ۴) پس از یک فعالیت شدید

فکری (مرحله ۳) باعث میشود که مغز شما شروع به ارتباط دادن چیزها و تولید ایده های

جدید و نو کند. این لحظه همان لحظه ی خوشبختی بزرگ شماست ,همیشه وسیله ای

برای یادداشت ایده های غیر منتظره ,داشته باشید.

 

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟ لطفا نظر بدهید.

 

در حال بارگذاری ...
00:00/00:00
ارسال این مطلب به تلگرام

telegram