۵ عاملی که باید قبل از انتخاب همسر ارزیابی کنید

۱۴ آبان ۱۳۹۶ بدون دیدگاه
۰

آیا برای انتخاب همسرتان این موارد را در نظر گرفته اید؟

شاید شما هم این سوالها را از خودتان پرسیده باشید: “چگونه می توانم بفهمم که این شخص مناسب من است؟” چگونه می توانم تشخیص دهم که آیا او شریک زندگی خوبی خواهد شد یا نه؟” “مهم ترین سوالی که باید از او بپرسم، چیست؟”

 

جواب هیچ کدام از این سوال ها ساده نیست. زمانی که ما تحت سلطه جادوی عشق هستیم، مشتاقیم که هرکاری انجام دهیم و هرچه در سر داریم بگوییم. اینکه در زمان عاشق شدن چه احساسی داریم ضرورتاً به این معنا نیست که ما فرد مناسبمان را پیدا کرده ایم. به همین دلیل است که می گوییم طرف در دام عشق افتاده است. این بدین معنا نیست که ما با یکدیگر سازگاری داریم- بلکه فقط به این علت است که همه ما انسان هستیم و این مسائل مربوط به فعل و انفعال های شیمیایی بدنمان است.

بهتر است به جای تصمیم گیری احساسی، از بخش منطقی مغزمان استفاده کنیم تا بفهمیم آیا فرد مورد نظر، شخص مناسبی برای تشکیل یک رابطه همیشگی با ما هست یا نه؟ بعضی از افراد ممکن است با تمام ویژگی های مهمی که به دنبالش هستیم تطابق داشته باشند اما بدن ما به آنها واکنش نشان ندهد یعنی هیچ جذابیت، فعل و انفعال شیمیایی و هیجانی در بدن ما ایجاد نشود. اینها اطلاعات مهمی هستند که اساس تصمیم گیریمان را شکل می دهند. ما برای تصمیم گیری به قلب و مغزمان احتیاج داریم.

در اینجا ۵ نشانه وجود دارد که به شما کمک می کند تا بفهمید آیا شخص مورد نظر دارای ویژگی های مناسب هست یا نه؟!

 

  1. پیشینه خانوادگی

باید بدانیم فرد مورد نظر چگونه با اعضای خانواده اش ارتباط برقرار می کند و کیفیت این رابطه چگونه است؟! سعی کنید بفهمید که فرد مورد نظرتان چقدر حاضر است گذشته اعضای خانواده اش را بپذیرد، ببخشد و آن ها را به خاطر داشته باشد.

دریابید فرد مورد نظر چقدر دیگران را مقصر می داند و برای آنها دردسر درست می کند. برای مثال یک نشانه خوب این است که فرد اعضای خانواده اش را متعادل توصیف کند: “خب، پدرم آدم جالبی است. خیلی دوست داشتنی و سخاوتمند است. او به سختی با افسردگی اش جنگید. فردی نا امید است اما سعی می کند تا بیشتر خوشبین باشد. مشکل این است که او چندان میلی به کمک کردن و ادامه دادن راهش ندارد. اما در طی بزرگ شدنم به یاد دارم که چگونه همیشه مرا دوست داشت و حمایتم می کرد. اگرچه او اغلب به کارهایی که انجام میدادم عکس العملی نشان نمی داد اما همیشه میدانستم که رفتارش به معنای اهمیت ندادن نیست.” این یک نمونه توصیف متعادل است.

 

  1. روابط گذشته

این موضوع حائز اهمیت است تا بفهمیم که شخص مورد نظرمان چه نوع روابط دوستانه ای داشته و یا الان دارد. بهترین نشانه این است که او هنوز با تعدادی از دوستان قدیمی اش رابطه دارد. باید ببینید که آیا فرد مورد نظرتان مسئولیت شکست روابطش را بر عهده می گیرد یا خیر. آیا او با کلمات ناخوشایندی از عشق قبلی اش یاد می کند، مانند “او یک خانم کاملاً خودشیفته بود” یا “او مرد سوءاستفاده گری بود” بعضی اوقات ممکن است این ادعاها درست باشد اما اکثر ما در آخر هر رابطه ای برای طرف مقابلمان فرد ناخوشایندی به نظر می رسیم و این معمولاً کل حقیقت نیست. از شریک زندگی آینده تان بخواهید تا در مورد عشق قدیمی اش منصف باشد.

 

  1. کنترل خشم

در رابطه با کنترل خشم شما باید به جای اینکه از او بپرسید در چنین شرایطی چگونه رفتار می کند عکس العمل های شریک زندگی آینده تان را ببینید. باید او را زیر نظر بگیرید و ببینید در شرایطی که طبق میلش نیست چگونه رفتار می کند و چقدر مأیوس و عصبانی می شود. در زندگی باید رفتارمان را طوری مدیریت کنیم که تنها به راه خودمان ادامه ندهیم و همچنین به طرف مقابل آسیب نزنیم و نا امید هم نشویم. اینکه فرد موردنظرتان تحت چنین شرایطی چگونه با دیگران رفتار می کنند، به شما کمک می کند تا بدانید اگر این شرایط برای خودتان هم به وجود بیاید چگونه با شما رفتار خواهد کرد.

 

  1. بخشش

به دلیل اینکه این فاکتور به عنوان کلید اصلی یک رابطه خوب محسوب می شود (طبق مطالعات طولانی مدت در دانشگاه ویرجینیا)، بنابراین این امر بسیار حائز اهمیت است تا ببینید همسر آینده تان در بحث ها و رفتارش با دیگران، چقدر گذشت دارد. زمانیکه عاشق می شویم، همه ما سخاوتمند و دوست داشتنی هستیم. اما شما باید به دنبال نشانه هایی در فرد مورد نظرتان باشید تا ببینید که وقتی عشقی درکار نیست چقدر قدرت بخشش دارد.

 

  1. یک زندگی پُربار

مشخص کنید که آیا فرد مورد نظرتان، اهدافی در زندگی اش دارد که به شما مربوط نمی شود؟! مانند علایق، هیجان و یا کارهایی که در گذشته برای بهتر شدن خودش انجام داده است. آیا رویاهای بزرگی دارد یا در گذشته رویاهایی داشته که بخواهد به واقعیت تبدیل شوند؟ عجیب این که کلید صمیمیت در جدا ماندن است. تا زمانیکه خودتان را می شناسید و فقط شخص خودتان می دانید که از زندگی چه می خواهید، هرگز قادر نخواهید بود بهترین شریک زندگی برای فرد مورد نظرتان باشید. این غیر قابل انکار است اما واقعیت دارد که ما زمانی می توانیم در یک رابطه بیشترین صمیمیت را داشته باشیم که بیشترین کارها را در رابطه با خودمان انجام داده باشیم.

 

مصاحبه

تصور کنید که در “مصاحبه” با شریک زندگی آینده تان دو بخش وجود دارد (مانند درخواست شغل). در بخش اول به قلب، فعل و انفعالات شیمایی بدنتان و حسّ ششم خود اعتماد کنید. اگر تنها متوجه چیزهای ساده شدید، آشکار است که این اطلاعات کافی نیست. حاضر هستم شرط ببندم که ۹۹% شما فکر کرده اید طرف مقابل شما “بی همتا” است و مانند او دیگر نیست، و قطعاً وقتی وارد رابطه با آن شخص شدید، متعجب و نا امید شدید و آنجا است که می فهمید خیلی چیزها را کلاً ندیده اید و متوجه نشده اید. در بخش دوم مصاحبه، به توانایی ها و تجارب گذشته اش توجه کنید و یکسری اطلاعات عینی از او بدست بیاورید در نتیجه معلوم می شود که این فرد گزینه مناسبی برای شما هست یا خیر.

ما هر دو بخش را در مغزمان داریم و هر دو گزینه برای یک مصاحبه ضروری هستند. بخش “احساس” یک شناساگر مهم تلقی می شود اما بخشی که در آن تصمیم های منطقی و معقول گرفته می شود حتماً باید همراه شما باشد.

این مقاله برایتان مفید بود؟ نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

در حال بارگذاری ...
00:00/00:00
ارسال این مطلب به تلگرام

telegram